...از نگرگاه اخلاقی هیچ‌کس نمی‌تواند با این بهانه از مسئولیتش شانه خالی کند که تنها یک فرد است و سرنوشت جهان به او بستگی ندارد.

📚هستی‌شناسی هستی اجتماعی

✍جورج لوکاچ

(از نشر چشمه)

"هیزم تر فروختن به کسی"


... عبدالله مستوفی در تاریخ اداری و اجتماعی دوره قاجاریه جلد دوم چنین می‌نویسد :
کمتر چیزی مثل هیزم تر متصدیان خانه را عذاب می‌دهد. و اموری را که با سوخت سروکار دارد بی‌ترتیب می‌کند.اگر پخت و پز است ، هیزم که تر باشد، سبب خرابی غذا می‌شود . اگر گرمی اتاق منظور باشد مقصود را حاصل نمی‌کند و زحمتی که کشیده می‌شود به نتیجه نمی رسد. در هر ناکامیابی هم فروشنده هیزم تر جلوی چشم صاحب خانه مجسم می شود و مورد لعن و نفرین او قرار می گیرد . هیزم تر فروختن به طور کلی کنایه از دغلی کردن، با حیله از قول و قرار شانه خالی کردن و گندم نمایی و جوفروشی است.

▪️مثل و تمثیل در ادبیات و فرهنگ ایران، حسینعلی خداکرمی ، انتشارات دستان.ص۲۲۲