جرعه ای از کتاب.../ پایبندی انسانی

.

من از آن‌هایی که پول را حقیر می‌شمرند خیلی بدم می آید، این‌ها یا ریاکارند یا احمق ! ...
این را هم می‌شنوی که می‌گویند فقر بهترین انگیزه‌ی هنرمند است، این‌ها نیش فقر را هرگز در جان و تن‌شان حس نکرده‌اند .
اینها نمی‌دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد. تو را به ذلت و حقارتی بی پایان می اندازد. بال تو را از جای می‌کند و روحت را مثل سرطان می‌خورد ..."


📕پایبندی ‌های انسانی
✍سامرست موآم

جرعه ای از کتاب .../ نجواها و دروغ ها

▫️


...مهم نیست چند سالمان باشد، چهارده یا چهل، وقتی عشق می‌آید بی سن و سال می‌شویم.

📕 نجواهاو دروغ ها 
✍🏻 جوی فیلدینگ

جرعه ای از یک کتاب.../ نبرد با شیاطین

▫️

گاهی وقت ها آدم از اوقات خوب زندگی بی خبر است!
تا اینکه... همه چیز بد می شود، و وقتی به گذشته نگاه می کند؛ می بیند چقدر خوشبخت بوده است! و چقدر بی خیال...!


📚نبرد با شیاطین
✍دارن شان
▫️

جرعه ای از یک کتاب../ماجرای سگی در شب

... بهترین حالت این است که آدم از اتفاقات خوبی که قرار است بیفتد با خبر شود، درست مثل موقعی که مردم می دانند قرار است در یک روزِ به خصوص خسوف اتفاق بیفتد یا کسی بداند که قرار است برای کریسمس به او میکروسکوپ هدیه بدهند. و از طرفی بدترین حالت هم این است که آدم از اتفاقِ بدی که قرار است بیفتد با خبر باشد، درست مثلِ موقعی که آدم می داند قرار است در یک روز به خصوص برای پر کردن دندانش به دندان پزشکی برود ... اما من فکر می کنم از همه بدتر این حالت است که آدم نداند اتفاقی که قرار است بیفتد خوب است یا بد!

📚ماجرای عجیب سگی در شب
✍مارک هادون

جرعه ای از یک کتاب / روزهای برمه

▫️

...‌اغلب آدم‌ها همیشه همین طورند؛ اگر کسی را پذیرفتند همه عیوبش را حُسن می‌بینند و کوچک ترین انتقادی بر شخص مورد پسند ایشان وارد نیست ، و اگر از کسی نفرت پیدا کردند از همه خصلت‌های نیکوی او چشم پوشی می‌کنند و عیوب او را بزرگ می‌نمایانند ؛ در هیچ موردی حد وسط ندارند !

📚روزهای برمه 
✍جورج اورول

▫️

جرعه ای از یک کتاب .../ داستان های آقای کوینر

▫️

آقای کا ، خانم هنرپیشه ای را که از کنارش می‌گذشت دید و گفت: " او زیباست! " همراهش گفت : " او چون زیباست به تازگی موفق شده است."
  آقای کا عصبانی شد و گفت: "او زیباست چون موفق شده است."

📚 داستان های آقای کوینر
✍برتولت برشت

جرعه ای از یک کتاب .../ کافکا در کرانه

▫️

... برای هر کسی، یه اسم توی زندگیش هست که تا ابد هر جایی اونو بشنوه، ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت؛
یا از روی ذوق، یا از روی حسرت، یا از روی نفرت !

📚  کافکا در کرانه 
✍هاروکی موراکامی 
📖 ترجمه : مهدی غبرایی

▫️

جرعه ای از یک کتاب / یک دقیقه برای خودم

▫️
گوته می گوید: اگر ثروتمند نیستی مهم نیست بسیاری از مردم ثروتمند نیستند . اگر سالم نیستی ، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند ... اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد...« اما اگر عزت نفس نداری، برو بمیر که هیچ نداری! »

📚 یک دقیقه برای خودم
✍ اسپنسر جانسون
▫️

جرعه ای از یک کتاب... / دنیای سوفی

▫️

... شعور و وجدان را می‌توان به عضلات تشبیه کرد، هر عضله‌ای را که به کار نبریم، ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود!
 
📚 دنیای سوفی 
✍يوستين گردر

▫️

جرعه ای از یک کتاب (آیین زندگی- دیل کارنگی)

▫️

...نگرانی قوی‌ترین آدم‌ها را هم از پای در می‌آورد. ترس، نگرانی، نفرت، خودخواهی و ناتوانی در سازش با جهان اطراف و واقعیت، علت اصلی بیماری‌ها و زخم‌های گوارشی هستند.
 
︎📚 آیین زندگی 
✍ دیل کارنگی
▫️

جرعه ای از یک کتاب (رستاخیز/ تولستوی)

▫️
...از اشتباهات بی‌پایه مردم یکی این است که خیال می‌کنند هر کس دارای خصوصیاتی تغییر‌ناپذیر است ؛ یکی بد است و دیگری خوب ، این هشیار است و آن احمق ، این فعال است و آن تنبل !

حال آن که اینجور نیست ؛ آدم‌ها مثل رودخانه‌اند ، اگر چه همه یک‌شکل و یک‌جورند ولی رودخانه را که دیده‌اید ، همچنان‌ که پیش می‌رود گاهی آهسته حرکت می‌کند گاهی تند ، گاه که به کوهسار می‌رسد باریک می‌شود ، گاهی که به دشت می‌رسد پهن می‌شود و وسعت پیدا می‌کند ؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرف‌تر آبش گرم می‌شود ، یک زمان آرام است و یک زمان طغیان می‌کند .

هر انسانی در خود عناصر خوب و بد را دارد ، گاهی روی خوبش را نشان می‌دهد و گاهی روی بدش را .

📚رستاخیز
✍تولستوی

رونوشت بدون اصل / ابراهیمی

▫️

...ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می‌کوبیم یا روی طاقچه می‌گذاریم. یک وفاداری کاذب! خود ما به عکس‌هایی که به دیوارهای اتاقمان می‌کوبیم نگاه نمی‌کنیم یا خیلی به ندرت و تصادفاً نگاه می‌کنیم.ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن‌ها عادت می‌کنیم.عکس فقط برای مهمان است.
این را یادتان باشد که ذره‌ای در قلب، بهتر از کوهی[از عکس] بر روی دیوار است!

📚رونوشت بدون اصل 
✍نادر ابراهیمی

غزلی زیبا  از عماد خراسانی

 

ای کاش چو پروانه پری داشته باشم
تا گاه به کویت گذری داشته باشم

گر دولت دیدار تو درخانه ندارم
ای کاش که در رهگذری داشته باشم

از فیض حضور تو اگر دورم و محروم
از دور به رویت نظری داشته باشم

گویند که یار دگری جوی و ندانند
بایست که قلب دگری داشته باشم

از بلهوسی‌ها هوسی مانده نگارا
وآن اینکه به پای تو سری داشته باشم

تاریک‌شبی گشت شب و روز جوانی
ای کاش امیدِ سحری داشته باشم

 هم صحبتی و بوس وکنارت همه گوهیچ
من از تو نباید خبری داشته باشم؟

بسیار مکن ناله که این شعله عمادا
می سوزد اگر خشک و تری داشته باشم

اهمیت مطالعه

▫️

..به نظر من کتاب بیش از درس و معلم به انسان می آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته ام و یک دهم را از معلم و درس.

✍سید محمدمحیط طباطبایی 
پژوهشگر ، مورخ و ادیب معاصر

▫️

مرگ خوش/ کامو

 

▫️

...بیماریش این‌قدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضی‌اش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب می کشه و یه روزی می میره !
حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه.درد و رنج هامون ، بیماری هامون ، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدم ها براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد !
گاهی حضور دائمی ما ، عشق ِ بی قید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم.

📚 مرگ خوش
✍ آلبر کامو