پوگنی پولی وانف

[ویکتور شکلوفسکی - نویسنده و منتقد روس :]
..یکی از افراد ما یوگنی پولی وانف بود. مردی که فقط یک دست داشت.دستش را وقتی جوان بود از دست داده‌بود. به تقلید از شخصیت رمان برادران کارامازوف، یک دستش روی ریل قطار گذاشته‌بود. قطار قطعش کرده‌بود. او فردی بسیار باهوش و معرکه بود... شرق شناس برجسته‌ای هم شد... بیست و چند زبان می دانست. در خیابان که باهم می‌رفتیم بنا می‌کرد با کولی‌ها با زبان خود آنها حرف می‌زد. همین‌طور زبان‌های کره‌ای، چینی، ترکی، ژاپنی و چندین و چند زبان محلی را به خوبی می‌دانست. بعد از انقلاب اکتبر کمونیست شد و برای کمینترن کار می‌کرد.آرزویش این بود که برای زبان‌های مختلف جدولی مانند جدول مندلیف درست کند. متاسفانه این مرد واقعا استثنایی و برجسته، در شرق با تریاک آشنا شد و به آن معتاد شد. چیزی نگذشت که دیگر کشیدن برایش کافی نبود و شروع کرد به تریاک خوردن. روزی در آمد به من گفت فکری است چطور مردم حاضر می‌شود پولشان را برای چیزی جز تریاک خرج کنند
📚خودِ نوشتن       ✍احمد اخوت      📖ص ۴۰

همدرد

حال صاحب درد را آن کس که درد دارد می‌داند ...دزدی را گرفتند و دستش را بریدند. دزد نه دم زد و نه آه کرد. دستش را برداشت و همچنین خاموش می‌رفت تا به رباطی رسید. آنجا خروشی برآورد و جوشی با ناله و فریاد در گرفت. سائلی به او گفت: چرا وقتی دستت را بریدند خاموش بودی؟ گفت: آن جا همدردم نبود اما اینجا یک دست‌بریده هست .او می‌داند ناله من از کجاست!
(برگردان حکایتی از مصیبت نامه عطار)


📚 جهان بینی عطار 
✍ دکتر پوران شجیعی
📖صفحه ۱۴۸

غایت سعادت

.

...از نیک‌بختی آدمی یکی این است که او را برادری باشد بسان دوست یا دوستی باشد چون برادر.و اگر هر دو جمع آید غایت سعادت است !

▪️اصلیت پشه ها
(تلخیص یک افسانه سرخ پوستی )
▪️قوم tlingit

 در زمان قدیم هیولای خون آشامی زندگی می‌کرد که انسانها را شکار می‌کرد و می‌خورد. شمار قربانیان روز به روز افزایش می یافت همین امر باعث شده بود مردم در اضطراب و نگرانی به سر ببرند. مردان قبیله جلسه‌ای اضطراری تشکیل دادند تا چاره ای بیندیشند. مرد نیرومندی برخاست و با اطمینان اعلام کرد که می تواند هیولا را‌ بکُشد. پیران قبیله با دیدن جسارت او موافقت کردند و بر تصمیمش مُهر تایید زدند.
جنگاور به دره هیولا رفت و نزدیک خانه هیولا بر زمین دراز کشید و وانمود کرد که مُرده است. هیولا که بوی آدمیزاد به مشامش خورده بود به سراغ او آمد. دید که جسم مرد هنوز گرم است و تصور کرد که تازه مرده است. او را به کلبه اش برد تا با گوشتش غذای خوشمزه ای بپزد. در کلبه متوجه شد که هیزم کافی برای پخت و پز ندارد. به جنگل رفت تا مقداری هیزم جمع کند. 
در این زمان جنگاور در کمین فرزند هیولا‌ که داشت وارد کلبه می‌شد،  نشست و با غافلگیری کارد را زیر گلوی او قرار داد. فرزند هیولا برای نجات خود نقطه ضعف هیولای بزرگ را بازگو کرد و گفت که قلب پدرش در پاشنه پای چپ اوست. 
 اندکی بعد هیولا با پشته هیزم بازگشت. جنگاور برق آسا به او حمله ور شد و به پاشنه پایش ضربه زد و او را از پا انداخت . هیولا در اخرین نفس های زندگی خود با لبخند گفت :
"فکر می کنی مرا کشته ای؟ اما به این سادگی نیست و من برای همیشه به خوردن همه ساکنان دنیا ادامه می دهم "  
جنگاور برای اطمینان از نابودی هیولا ،  او قطعه قطعه کرد و در اجاق انداخت .سپس خاکسترش را بر باد داد..
ناگهان هر ذره ای از خاکستر تبدیل به پشه شد و توده سیاه بزرگی در آسمان به حرکت در آمد. چند تا از آنها بر دست جنگاور نشستند و به طور دردناکی به مکیدن خون او مشغول شدند. این پشه ها به زودی در  همه جای دنیا پراکنده شدند و با نشستن بر پوست مردم خونشان را می مکیدند..
آری و این چنین شد که حرف هیولا محقق شد که گفته بود: 
" تا جهان باقی است خون شما آدم ها را می خورم"

📚 رقص خورشید
( ۳۲ افسانه اساطیری)
✍جوآنی پیزا
🎧مترجم : سیروس شاملو

صفات هرز و ناهمگون

صفت های مشهور که برای هرگونه موصوف از آنها استفاده می شود، فایده و اثر خود را از دست داده‌اند و هرز محسوب می‌شوند؛ مانند صفت های خوب ، بد و بالا  که از چسبیدن به هیچ اسمی ابا ندارند: هوای خوب، کفش خوب ، برخورد خوب‌،  دین خوب ، انسان خوب،  اسم‌خوب،  لباس خوب،  کتاب خوب و ...
 چند سالی است که صفت های  قشنگ و  بالا هم به همین بلا دچار شده‌اند:
 -کار قشنگی بود.
-حرف قشنگی بود.
- یه خاطره قشنگ براتون تعریف کنم.
- مهارت بالایی دارید .
-هزینه بالایی پرداخت.
- استقبال بالایی شد.
 در حالی که می‌توان به جای این" خوب" که صفت هرز شده، صفات دیگری جایگزین کرد:
 هوای مطبوع،  کفش راحت و مناسب،  کتاب خواندنی

📚بهتر بنویسیم، رضا بابایی ، ص ۱۲۴

✍دیالوگ های ماندگار

▫️هميشه آماده باش تا هر چيزي رو كه داري بتوني تو 30 ثانيه ترك كني"

نام فیلم :مخمصه (Heat)

▫️من همیشه برنده ام ،حتی اگه این بار هم ببازم باز هم برنده ام.

(Paul Newman )پائل نیومن درفیلم بیلیاردباز-1961

▫️تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید . ولی نمیشه فهموند

آل پاچینو,صورت زخمی(scarface)

▫️دیوید آرکوئت (کلانتر دووی): تراژدی یه نسل، اسباب خنده و تفریح نسل بعده.

جیغ 4 (Scream 4) – محصول 2011

▫️آل پاچینو (ویکتور ترنسکی):

می‌دونی، گول زدن یه جمع صد هزار نفری خیلی آسون‌تر از گول زدن فقط یه نفره!

سیمون (S1mOne)

▫️مادلین لبو (ایوُن): دیشب کجا بودی؟

همفری بوگارت (ریک بلین): خیلی وقته ازش گذشته، یادم نمی‌آد؟

مادلین لبو (ایوُن): امشب می‌بینمت؟

همفری بوگارت (ریک بلین): اصولاً هیچوقت واسه آینده به این دوری برنامه ریزی نمی‌کنم!

کازابلانکا (Casablanca)

▫️برد پیت(بنجامین باتن):

وقتی بعد از مدتها برمیگردی خونه همه چیز مثل سابق مونده، همون شکل، همون بو، همون حس. اونوقت میفهمی تنها چیزی که عوض شده خودت هستی.

مورد عجیب بنجامین باتن - کارگردان: دیوید فینچر

▫️رابرت د نیرور(اتستین):

خوب گوش کن ببین چی میگم، اینجا کارا رو از سه راه انجام میدن؛ از راه درستش , از راه غلطش و از راهی که من انجام میدم… فهمیدی؟

کازینو (Casino) – مارتین اسکورسیزی

▫️هیچ وقت در برابر خونوادت طرف غریبه رو نگیر .......

آلپاچینو - پدرخوانده

▫️پدرم بهم گفت اگه یک نفر برای بار اول بهت گفت اسب ، بزن دهنشو سرویس کن اگه واسه بار دوم گفت اسب ، بهش بگو عوضی اما اگر برای بار سوم گفت اسب،وقتشه که بری برای خودت یه زین بخری .......

عدد شانس اسلیون

lucky number slevin

▫️- انسان ، تا وقتی هست ، یه انسانه

همیشه چیزی هست برای حسادت کردن ، حتی یه لبخند .......

دشمن پشت دروازه ها - کارگردان: ژان ژاک آنو

▫️خیلی مسخره است که به خاطر ِ ایده آل بودن ، احساس ِ بدبختی بکنی !

کپی برابر اصل / عباس کیارستمی

منبع:

http://movie4fans.blogfa.com/post/109

جرعه ای از یک کتاب

 

سعادت انسان را می‌توان با درختان مقایسه نمود. هر هنگام که از دور به تماشای آن‌ها می‌نشینی بسیار زیبا و دلنشین به نظر میرسند، امّا وقتی به میان آن‌ها می‌روی این زیبایی محو می‌شود و دیگر قادر به تماشای آن نیستی. دلیل حسادت ورزیدن ما به دیگران نیز همین است.


✍🏽 آرتور شوپنهاور
📕 ترس‌ها و مزخرفات ذهنی

  از کانال تلگرامی کتابخانه صوتی :

@audiobo0ok