سوال و جواب های ادبی

سوال و جواب های ادبی 


۱- بوته در  کنایه ی «بوته ی آزمایش» به چه معناست؟

  درگذشته زرگرها برای ذوب کردن طلا یا نقره از ظرفی گلی استفاده می کردند تا ضمن جدا کردن ناخالصی ها ، به آنها شکل بدهند. انسان نیز وقتی در معرض تجربه جدید قرار می گیرد در حقیقت در بوته آزمایشی نو است تا استعداد بالقوه ی وی ظاهر شود.احتمالا «بوته فراموشی» نیز در  ارتباط با همین مساله باشد چون طلا وقتی در بوته قرار می گیرد ذوب می شود و شکل اولیه آن از خاطر می رود.

۲- در ترکیب « جد و آبادت»  آباد چه رابطه ای با جد دارد؟

  آباد در ترکیب مذکور ، شکل  غلط آباء ( جمع اب به معنای پدر) است که به اشتباه رایج شده است.این امر بی شک به دلیل سنگین بودن تلفظ همزه بوده که  تبدیل به دال شده ست.

۳- عارف  معروف که ندای «اناالحق» او مشهور است حسین حلاج است یا منصور حلاج؟

   برای سهولت تلفظ گاهی کلماتی چون ابن ، پور و ... از میان نام پدر و پسر حذف می شود و دو اسم به هم اضافه می شوند که به آن اضافه ی بنوت اطلاق می شودمانند:رستم زال، یعقوب لیث ، عیسای مریم و... . به صورت نادر گاهی نام فرزند حذف می شود و نام پدر می ماند. مثلا حسین بن منصور حلاج به منصور حلاج تبدیل شد و محمد بن زکریای رازی به زکریای رازی.

۴- تلفظ صحیح محتسب ( محتسب مستی به ره دید و..)  محتسِب است یا محتسَب؟

محتسِب مامور اجرای احکام شرع در بازار و شهر بوده است.بنابراین اسم فاعل است و (با سین مکسور= محتسِب ) صحیح است .  

۵- اگر اسم خاص نشانه جمع نمی پذیرد پس چرا « قران» را جمع می بندیم مثلاًً می گوییم؛ قران ها را جمع کردم.

به نظر نگارنده علامت جمع واژه ی« قران ها»مربوط به مضاف حذف شده است که به مضاف الیه منتقل شده است: یعنی کتاب های قران. شایسته ذکراست که معمولا مضاف در ترکیب های آشکار حذف می شود. مثلاً اگر از کسی بپرسیم کجا سکونت داری می گویید: خوزستان  و کلمه ی"استان" را حذف می کند.

 

خواب عجیب آیت الله مرعشی نجفی  و شعر معروف شهریار( علی ای همای رحمت ..)

 

آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی فرمودند: شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند . فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم , فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام. از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .
مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است . ۱


۱-سایت راسخون،نوشتاری از حسن نجفی با اندکی تغییر.

 

نمی تونه معلم بشه؟

 ... معلم هم نمی تونه بشه؟

 

- ریاضی اش خیلی ضعیف است چند بار امتحان گرفتم بالاترین نمره اش 4  بوده

- ادبیاتش هم تعریفی نداره . یه جمله ساده هم نمی تونه بنویسه!

- در کلاس انگلیسی که آقازاده همیشه خوابه.

-  نمره ی تاریخ  هم قابل بحث نیست. تازه بی انضباطیش به کنار که همیشه سعی می کنه با خودشیرینی کلاس رو به هم بریزه.

-  کلاس عربی هم که کارگاه نقاشی کشیدن آقاست! اصلا به درس دل نمی بنده .

مدیر: ملاحظه فرمودید خانم؟ عرض کردم آقازاده را برای درس خواندن نساخته اند. از هر دری وارد شدیم ولی فایده نداشت که نداشت... به هرحال به نظر ما از همین حالا در پی شغل و حرفه ای باشه بهتره چون فردا خیلی دیره!

مادر دانش آموز که به گوشه ای خیره شده بود و حرف های معلم ها را در ذهن مرور می کرد یکباره کلام مدیر رو قطع کرد و گفت:

واقعاً هیچ امیدی بهش نیست؟...  یعنی مثل شما معلم هم نمی تونه بشه؟!!

 

                                                روز معلم مبارک

 

 

به مناسبت اول اردیبهشت:سالروز بزرگداشت سعدی

     سعدی و شفاعت اهل بیت (ع)

            «شفاعت» به عنوان یکی از مسائل  مورد توجه مسلمانان ، در حقیقت وساطت اولیای الهی برای بخشوده شدن گناه گناهکاران یا کوتاهی مجرمان است که به اذن خداوند متعال و طبق ضوابط خاصی صورت می گیرد.از جمله این واسطه های رحمت الهی ، می توان  به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اشاره کرد که طبق روایات متواتر، حاملان فیض  و شفیع مسلمانان روز جزا هستند.( آیت اله جعفر سبحانی، شفاعت و زیارت)

      سعدی به عنوان  شاعر و اندیشمند سنی مذهبی که کاملا به سختی ها و شداید قیامت واقف است، می داند تنها روزنه ی امید در چنین روز هراسناکی ، شفاعت بزرگوارانی است که مقربان درگاه اند. وی با اطلاع از احادیثی که بر شان و مقام والای اهل بیت دلالت می کنند ، پیشوایان دینی دیگر را – حتی به آنان که اعتقاد دارد – یک سو می نهد و دست به دامان آل رسول (ص) می شود و به واسطه ی ارادت قلبی که به این خاندان دارد ، خداوند متعال را به شان و حرمت آن بزرگواران قسم می دهد تا از خطاهای او در روز جزا بگذرد و با چشم عنایت به اعمالش بنگرد:

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست         ماییم و دست و دامان معصوم مرتضی

پیغمبر آفتاب منیــــــــــرست در جهــــــان         وینان ستــــــارگان بزرگنــــــــد و مقتدا

یارب به نسل طاهـــــــــــر اولاد فاطمـــــه          یارب به خـــــــــون پاک شهیدان کربلا

یارب به صدق سینه پیــــــران راسـتگوی          یارب به آب دیــــــــده ی مــــردان آشنا

دل های خسته را به کرم مرهمی فرست         ای نام اعظــــــــــمت در گنجینه شفا

(مواعظ/ قصاید/ ب52-48)

و نیز تکیه بر حرمت فرزندان فاطمه (ص) از خداوند در خواست می کند که با اخلاص و ایمان از این جهان رخت بربندد و اذعان می دارد که جز شفاعت اهل بیت (ع) راه گریزی ندارد:

خدایا به حق بنی فاطـــمه       که بر قـــــولم ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول        من و دست  و دامان آل رسول

(کلیات/ بوستان/ ص204)

     این اعتقاد به مساله «شفاعت» تا بدانجاست که در«تقریرات ثلاثه» درجواب خواجه شمس الدین صاحب دیوان که سوال کرده بود علوی بهتر است یا عامی؟ ضمن انتقاد از برخی علویان که از جاده راستی  منحرف شده اند،  می گوید:

به عمر خویش ندیدم من این چنین علوی       که خمر می خورد و کعبتین می بازد

به روز حشر همی ترسم از رسول خــــدا         که از شفاعــت ایشان به ما نپردازد

       بنابراین امید به شفاعت در کلام سعدی ظاهری و بی اساس نیست و نمی توان ادعا کرد که شاعر در قسمت شریطه و دعای قصیده ، طبق معمول دست به دعا شده تا قواعد قصیده سرایی را رعایت کرده باشد. وی اعتقاد راسخ شاعر به مساله شفاعت دارد و با اینکه وی بر مذهب اهل سنت است اما برای رسیدن به مقصود ، راهی جز راه اهل بیت را بر نمی گزیند و امید فراوان دارد که مورد تفقد و شفاعت این بزرگواران قرار می گیرد.